|
هرگاه درخلوت خويش خودرامايه ي عذابمان يافتيم
بايد نگاهي به عقب بيفكنيم .
شايد شكستن حريمي – كنايه ي گزنده اي – دورافتادگي ازترحمي –
دست ردزدن به سينه اي – ستيزنابرابري و
حسادت تنگ نظرانه اي ديدارمان رابراي خودمان نيز
تاب نياوردني كرده است .
ليكن اين رنج و خلوت خود مبارك است وخبرازمعنويتي نهفته دارد .
خطاهاي بشري اول رهگذر – بعد ميهمان وچندي نمي گذرد
كه صاحب خانه مي شوند . |